ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
976
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
شده است كه آن را جز اين معنى دانسته و بگونهء ديگرى توجيه كردهاند و به همين سبب متكلمان اين مباينت را انكار كرده و گفتهاند : « دربارهء آفريدگار نه ميتوان گفت وى مباين مخلوقات خويش است و نه متصل به آنها ، زيرا اين معنى مخصوص موجوداتى است كه متصف به صفت مكان هستند . و اينكه گفتهاند يك موضوع خالى از اتصاف به معنى و ضد آن نمىباشد ، مشروط به اين است كه از آغاز ، اتصاف - يافتن آن صحيح باشد و گرنه هنگامى كه اين اتصاف ممتنع باشد گفتار مزبور درست نيست ، بلكه رواست كه از معنى و ضد آن خالى باشد ، چنان كه دربارهء جماد ميگويند : « نه دانا و نه نادان و نه توانا و نه ناتوان و نه نويسنده و نه بىسواد است و صحت اتصاف به اين مباينت بر حسب آنچه نسبت به مدلول آن بيان شده است مشروط بحصول در جهت است و آفريدگار ( سبحانه ) از اين انتساب منزه مىباشد » گفتار بالا را ابن تلمسانى در « شرح اللمع » [ 1 ] تأليف امام الحرمين ياد كرده و گفته است : « دربارهء آفريدگار نه ميتوان گفت كه وى مباين جهان است و نه پيوستهء بدان و نه داخل در آن و نه بيرون از آن . » و اين معنى گفتار فلاسفه است كه مىگويند : خدا بر حسب گوهرهاى لامكان نه داخل در جهان و نه بيرون از آن است . و متكلمان منكر اين گفتاراند از اين رو كه مساوات آن براى آفريدگار در اخص صفات لازم مىآيد . و اين موضوع در علم كلام بتفصيل آمده است و اما معنى ديگر مباينت عبارت از مغايرت و مخالفت است چنان كه گويند : آفريدگار در ذات و هويت و وجود و صفات مباين مخلوقات خويش است كه در مقابل اين مباينت اتحاد و امتزاج و اختلاط است . و اين مباينت مذهب كليهء اهل حق است از قبيل جميع بزرگان سلف و عالمان شرايع و فقه و متكلمان و متقدمان متصوفه مانند اهل رساله [ 2 ] و كسانى كه از
--> [ 1 - ) ] رجوع به كشف الظنون « ذيل كتاب شرح اللمع » شود . [ 2 - ) ] منظور رسالهء قشيريه است .